بطور كلي علل مقاومتها را به 4 دسته تقسيم ميكنند که عبارتند از:
علل فردي:
متغيرهاي موثر كه باعث مخالفت افراد در برابر تغييرات سازماني ميشود به دو دسته اصلي زير تقسيم ميشود:
الف) به خطر افتادن منافع شخصي: مثلا تغييرتكنولوژي و وارد كردن يك دستگاه خودكار باعث ميشود تا از ميزان اضافه كار فرد كم شود، بنابراين در برابرخريد وانتقال تكنولوژي ازخود واكنش نشان ميدهد.
ب) تغييردر نظامهاي روانشناختي است: مثلا تغيير درروش كار باعث ميشود تا فرد ترك عادت كند يا استقلال فكري آن را به خطر مياندازد. بنابراين وقتي كه با مولفههاي روانشناختي مخالفتي ديده ميشود سعي ميكند كه آنرا به چالش بكشد
نگاه کنید به مطلب کارکنان در مقابل تغییرات چه واکنشی نشان میدهند؟
علل گروهي:
الف) به خطر افتادن روابط گروهي: مثلا تغيير در ساختار سازماني و جا به جايي واحدها ومشاغل باعث ميشود كه يك گروه غيررسمي ازهم پاشيده شود.
ب) بروز تنشها و تعارضات گروهي: مثلا تغيير در وظايف و مشاغل باعث تحريك حسادتها شده و بر ميزان تنشهاي گروهي افزوده شود. بطورمثال در يك سازمان براي ارتقای بهرهوري، بعضي از افراد عضو تيم بهرهوري ميشوند و شايد از مزاياي مديريتي هم بهرهمند شوند. بالطبع كاركنان بجاي همكاري در برابر اينها موضع خصمانهاي از خودشان نشان میدهند.
علل سازماني:
الف) عدم اعتماد به مسئولين: مثلاتغييري خواسته ميشود اما كاركنان به لحاظ عدم اعتماد به مسئولين آنرا اجرا نميكنند
ب) برداشت نادرست از وضعيت سازمان: مثلا سازمان ميخواهد تكنولوژي را عوض كند اما كاركنان بر پايه برداشت خود لزومي به اين كار نميبينند.
ج) تضاد منافع افراد با سازمان: مثلا تغييري تجويز ميشود كه كارآيي سازمان را بالا خواهد برد ولي در كنار آن سطح رفاهي كاركنان كم خواهد شد.
برای مشاهده ی ادامه ی مطلب روی لینک زیر کلیک نمایید
برچسبها: شرکت پدیده تبار , علل مقاومت کارکنان , مطالب مدیریتی خالق و نخستین برگزار کننده سمیتئاتر ...
ما را در سایت خالق و نخستین برگزار کننده سمیتئاتر دنبال میکنید
برچسب: کارکنان, نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 9:18